سَر میز شامـ ـ
سَر میز شامـ ـ
یاבت ڪه می اُفتم بغض میکُنَمـ ـ
اَشکــ در چِشمانَمـ حلقهـ میزَنَد
هـ ـمهـ مُتِعَجِبـ نِگاهَـَمـ میکُننَد…
لبخند میزنَمـ و میگویَمـ :
چقدر داغ بود!
یاבت ڪه می اُفتم بغض میکُنَمـ ـ
اَشکــ در چِشمانَمـ حلقهـ میزَنَد
هـ ـمهـ مُتِعَجِبـ نِگاهَـَمـ میکُننَد…
لبخند میزنَمـ و میگویَمـ :
چقدر داغ بود!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21:59 توسط shahaB
|
salam lotfan nazar bezarid mamnon